
بازی راه افتاده در مورد ""چه چیزهایی مرا می ترساند"".اینها، بدون ترتیب:
-تاریکی:از بچگی از تاریکی میترسم.تنهایی در تاریکی در بهشت هم که باشم وجودم شروع میکند به لرزیدن.یک ترس نهادینه از بچگی. نگار٬ فکر کنم تو راه درمانش را بلد بودی ٬نه؟!روبرو کردن و اینها بود اگر درست یادم مانده باشد.
-ترس از فضاهای بسته:من به قول باکلاسها کلاستروفوبیا دارم.جاهای تنگ با دیوارهای به هم نزدیک قلبم را به تپش می اندازد.یعنی خب میترسم دیگه.(نگار جان کجایی....؟!!!)
-موش:............
-نیروی انتظامی:با خواهرم هم که تو خیابان راه می روم وقتی پلیس از دور میبینم،میترسم.دست خودم نیست.
-خدائی که مسلمانهای امروزی ساخته اند:خدایی که به خاطر نگاه بی منظورت به دختر زیبائی که وجودت را زنده میکند عقوبتت میکند و برای نخواندن نماز و نگرفتن روزه میاندازت جهنم.
-وقتی علامت LOW BATTERY روی ویزور دوربین می بینم و هنوز کلی نمای لنگ در هوا دارم و کلی عکس نگرفته .
-آمپول:حالا می خواهد تقویتی باشد میخواهد شش سه سه و ...............
-دندانپزشکی:با احتساب اینکه 15-16 دندان پر کرده وعصب کشی شده دارم.لعنتی صدای مته اش کاملا روی اعصابم است.کاملا.
-بوی بیمارستان:................

تکمله:آهانننننن،راستی لینکدونی دعوت دارن.ببخشید یادم رفت.......

این روزها تولد توست بانو.....
و من همچنان مطرب مهتاب رو می شنوم و حسرت می بلعم........
کاش بودی٬ در سرما قدم میزدیم و دستهایم را می گرفتی و "ها" میکردیشان.
من هم دستهایت را در جیبهای پالتوام جا میدادم.
هنوز بوی دهان تو را میدهد٬ دستهایم.
و مزه اش روی لبهایم است.
جیبهای پالتو ام را هم آویزان کرده ام بالای سرم.
کاش بودی............

اگر دنبال سریالی هستید که قدری جای خالی دکتر قریب را برایتان پر کند از مجموعه بی گناهان که جمعه ها ساعت 8 از شبکه سه پخش می شود،غافل نشوید.کار احمدامینی نازنین است(اولین شب آرامش را که یادتان هست.) و نیم نگاهی به بازیگرانش کیفیت بالای کار را روشن میکند.من که لذت بردم از دیدن هشت قسمت گذشته.

به دادم برس ای اشک،دلم خیلی گرفته
نگــو از دوری کـی،نپـرس از چـی گـرفـته
خواهش می کنم خودتان را توضیح ندهید.

یقه های پالتو ات را بدهی بالا و همچنان بتازی.........

I realized that I lived all these years just to listen to these words.I collapsed to the floor, listening to her message again and again,fearing the worst

همسران
هر کدام در یک اتاق٬
خودارضائی.

گوینــــد که سنگ لعل شود در مقام صبـــــــر
آری شود و لیـک به خـــــون جگـــــــــــر شـود

اما اگر دلتان خواست به خاطر اینکه به احتمال زیاد همکاریم با جوادرهبر عزیز در موسیقی جهان سایت موسیقی ما بیشتر می شود میتوانید لینک ترجمه ها و نوشته هایم برای آنجا را در این بغل و در پیوندهای روزانه دنبال کنید.
همین طوری.

How can I blame you
?When it's me I can't forgive
در مورد آخرین آلبوم گروه متالیکا خیلی حرف و حدیث هست.ولی هر چی که باشه برای منی که گوشه بزرگی از سلیقه موسیقایی ام چسبیده به موسیقی "متال" با زیرشاخه های متعددش که فکر نکنم بیشتر از یک دهمشون رو هم بشناسم،شنیدن موزیک نابخشوده 3 اتفاقی بود که شاید قدری هنوز هم امیدواریم به این گروه پیشرو زنده بمونه.میدونم جیمز هتفیلد دیگه صدای همیشگی اش رو نداره و جاهایی که باید صداش میکروفن رو پاره کنه و بلندگوها به لرزه در بیاد با بالا بردن صدای اینسترومنت ها اینکار انجام میشه.اما بدانید و آگاه باشید که موسیقی و مخصوصا ترانه هر سه تا موزیک به شدت تکمیل کننده همدیگه هستند.انقدر که واقعا بعد از شنیدن ترانه قسمت سوم حسابی سر ذوق اومدم.متالیکا برای من همیشه زنده خواهد بود.
Lyric /music: Unforgiven I
Lyric /music: Unforgiven II
Lyric /music: Unforgiven III

معشوق جان به بهار آغشته منی٬
که موهای خیست را
خدایان برشانه ام می ریزند
و مرا خواب می کنند.
"رضا براهنی"

وقتی یک چیزی را می خوانم همیشه به این فکر می کنم که ممکن است من هم دست کسی باشم و مرا بخواند و آخر سر از روی خواب یاشاید هم بی حوصلگی یا ترس تمام شدن لذتش کتاب را ببندد و بگذارد زیر تختش٬ روی پاتختی خوشگل نقش چوبش کنار از آن چراغ خوابهای بی نظیری که نور ملایمشان حتی برای منی که موقع خواب در شب تار هم چشم بند می زنم مناسب است٬ یا همینطوری بی قید رهایم کند زمین تا صبح با چشمان نیمه باز دوباره دنبالم بگردد و مابقی را زیر پتوی گرمش بخواند٬ یا شاید هم از حرص پرتم کند دورترین نقطه اتاق کوچک و نقلی رو به دریایش.
اما بعد دعا می کنم اگر قرار باشد کسی بخواندم همانی باشد که باید.نشوم چند کتابی که خریده ام و هنوز بوی نویی شان مستم میکند اما دلم نمی آید بخوانمشان.
پ ن : و ممنون بابت اعتماد پویان عسگری.

.I've not been touched in YEARs-
R-Really?! No,I mean not a friend?! your mother?! I mean people have to be touched everyone gets touched by somebody they love
