تبليغاتX
مُهر هفتم
از  ژانگ ییمو(Yimou Zhang) سه فیلم دیدم: خانه خنجرهای پران(House of Flying Daggers)٬ قهرمان٬(hero) و نفرین گل طلائی(Curse of the Golden Flower ).با همین سه فیلم تقریبا یکی از محبوب ترین کارگردانهای من است.

     درونمایه فیلمهایش بیشتر در مورد لزوم وفاداری به قوانینی است که تخطی از آنها به منزله فروپاشی است. قوانینی که در صدر آنها وفاداریست. وفاداری به آنچه به آن اعتقاد داری. مهم نیست قرار است بر سرت چه بیاید٬ وفادار بمان. برای او مهم در آمدن منظورش درفیلم است پس با استفاده از الگوهای فرهنگی و تاریخی چینی سعی در نمایش آنها دارد. بیننده ای که با دید فیلمهای اکشن و رزمی پای فیلمهای او بنشیند بیشتر خنده اش میگیرد تا لذت ببرد٬ اما اگر به منظور کشف جنبه های درونمایه ای فیلم با دنیای آن همراه شوید مطمئن باشید عمیق ترین فیلمهاییست که به عمرتان دیده اید. بسترهای مناسبی از روایت را با تکیه بر عشق و نفرت آنچنان در تار و پود فیلم در هم تنیده که جرات فکر کردن به چیز دیگری را ازتان میگیرد.

خوشبختانه هر سه فیلم بالا البته با کمی شک در مورد قهرمان به صورت دی وی دی و با زیر نویس فارسی در بازار هست. پس لذتش را ببرید و در صحنه های حماسی مبارزات فیلم یادی هم از من بکنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/27;ساعت 0:8 |

     زنده ماندمان به موئی بند است. به قول یکی از دوستانمان که با هم "گیم نت"* میرفتیم و "کانتر استریک"** بازی میکردیم٬ جانمان آنقدر کم شده که فحشمان دهند مُردیم. خونمان شده ۱ آنهم با چراغ قرمز که گوشه سمت چپ این مانیتور کوفتی با پتک میزند توی صورتمان. آقا ادعای زندگی کردن از خود زندگی بارها کوفتی تر است. نمیشود که هم یکی را دوست داشت هم نه. حکایتمان شده حکایت جن و بسم الله. نمی بینیمش دلمان ضعف میکند برایش٬ چشممان که بهش می افتد دلمان خالی می شود که ای دل غافل نکند این هم نباشد. حرف٬ حرف عاشقی و این چیزها نیست٬ این صدوخورده ای لعنتی فیلمهایم را میگویم بابا.......!

*game net: کوچیک و بزرگ نداره که بابا جان.یه دفعه برین تا شما هم معتاد شید.البته من حدود یه سال ترک کردم. اونهم از روی ناچاری. رفیقمان مغازه اش را بست ما آواره شدیم.

counter strike: تقریبا محبوبترین بازی کامپیوتری منه.

+ نوشته شده در شنبه 1386/04/23;ساعت 22:51 |

     نمیدانم تا به حال از خواندن متنی چندشتان شده؟! از دیدن فیلمی چطور؟! من سال گذشته از دیدن فیلم رابطه خصوصی این بازیگر و امروز از خواندن مطلب این حضرت آقا چندشم شد. هر کسی بگوید این فیلم را ندیده دروغگوی بزرگیست که این آقا هم خودش را در زمره ندیده ها میداند. نمیدانم با چه وجدان و دید و نقطه نظری نوشتن این متن رو آغاز کرده و بعد هم با جملاتی شاهکار ادامه داده. لگد مال کردن حیثیت آدمها کار آسانی است. از قدیم میگفتند آدم کتک خورده رو لگد زدن عین نامردیه. آدمی که با افتخار لیست روزنامه هایی رو که خودش در متن یکی از همونها رو زرد میخونه نوشته و اعلام وجودش با استناد به همین لیسته. حالا از ذهن روزنامه نگارمون که این مطالب تراوش بشه و این نتیجه گیری های خارق العاده٬ دیگه وای به حال سرایدار ساختمون ما که در به در دنبال سی دی همین موضوع بوده. اگر رفتید و خوندید و با نظر من موافق بودید حتما در قسمت کامنتهای وبلاگ این حضرت آقا نظر بدید.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/14;ساعت 13:54 |

     امروز دیگر حسابی باورمان شد سنی ازمان گذشته. خواهر کوچولویمان کنکورش را دیروز خوب داده ٬امروز ابروهایش را برداشته و موهایش را هم های لایت کرده. کلی هم ذوق کرده طفلک.

+ نوشته شده در شنبه 1386/04/09;ساعت 22:3 |

     بدقولیم به خاطر قطع شدن اینترنتم بود و ببخشید که خودم هم غافلگیر شدم.

     میدونید این که چند نفر بیان و این متنهای من رو بخونن برام اصلا مهم نیست.نه اینکه بگم وقتی میام و روی قسمت آخرین نظرات خوانندگان کلیک میکنم اصلا دلم هری نمیرزه، نه. اتفاقا استرس خوبیه. ولی به قول مهدی پور امین عزیز من دارم به رسالتی که به واسطه دیدن(با عرض معذرت فراوان) بیشتر فیلم شاید از یک هزارم شما عزیزان به روی دوشمه عمل میکنم.همیشه از پیشنهاد یه فیلم خوب سر ذوق اومدم.اگه دیده باشمش که تجدید خاطره میشه و اگه نه هم که مدیون پیشنهاد دهنده میمونم تا جبران کنم. الان قضیه من دقیقا همینه. من دوست دارم بگم فقط همین.

      سینمای جنوب شرق آسیا در این چند ساله جهش باور نکردنی کرده و به واسطه حضور کارگردانانی مثل وونگ کار وای که شاهکارهایی مثل در حال و هوای عشق و 20:46 رو داره و یک دوجین فیلم قابل تامل دیگه و پارک چان ووک با شاهکارش همکلاسی قدیمی و البته بعضی دیگه که در فرصت دیگه میگم به تمام نقاط دنیا سرک کشیدن.اثراتی قابل تامل با ساختارهایی منسجم و روایتهایی هماهنگ.

     اولین فیلم پیشنهادیم همون همکلاسی قدیمیه که ببینید و با برنامه من دوهفته دیگه سر فرصت براتون مطلبش رو میذارم.

                                               

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/04/04;ساعت 22:40 |

                                               شاهکارهای یک دختر 9 ساله

                                                 saba

اگر مثل من به ادبیات کودکانه علاقه دارید و از خواندن عمق موجود در این نوع نوشته ها به وجد می آیید٬ خواندن این وبلاگ را از دست ندهید. به علاوه اینکه نوشته ها کار دختر خانم ۹ ساله گلی است به اسم صبا. البته بعد از مشتری شدن آنجا ما را فراموش نکنید. این وبلاگ را مدیون فربد عزیز هستم.

      پ ن:راستی لازمه که بگم  برید روی توضیح بالای نوشته(و این دفعه عکس) تا به وبلاگ پَرت بشید؟ خوب نیست دیگه٬چرا فحش میدی؟!

+ نوشته شده در جمعه 1386/04/01;ساعت 23:53 |

    -دو روزه که از شر امتحانها خلاص شدم.

    -میخوام از این به بعد هر دو روز یه دفعه یه چیزخوب بنویسم. اصلا هم در قید وبند اندازه و تعداد خط هاش نیستم.موضوعش هم واسم مهم نیست. فقط میخوام از این مخم بیشتر کار بکشم. پس به همکاریتون امیدوارم.چرا دوستان سینما دوست فیلم پیشنهاد نمیدن؟! کار قشنگیه ها. فیلم های خوبی که دیدم روبه هم بگیم و لذتش رو چند برابر کنیم. تو پست فردام یه فیلم از من به شما هدیه به عنوان آغاز راه.

    -در ضمن یه قسمت جدید به وبلاگم اضافه کردم به اسم وبلاگها یا سایتهایی که قبل از مرگتان باید ببینید. البته انتخابشون کاملا بر اساس سلیقه منه ولی فکر نکنم خیلی هم بد سلیقه باشم. لازم به ذکره که این اسامی اول شامل اون عزیزانیه که این گوشه اسمشون رو لینک کردم.

    -نوشته های سینمایی ام هم قراره از این به بعد بیشتر بشه.

+ نوشته شده در جمعه 1386/04/01;ساعت 23:18 |