
تجربه تلخ و لذت بخش دیدن فیلم هایی ایـنـچـنـیـــــــن مطمئنا به ندرت بهتان دست میدهد.
خدا کند دیده باشیدش.لذتش آنقدر هست که وقتی جمله آخر را می شنوید فرو بریزید.
?Is it a present-
.No it's for myself-


اگر سریال بیداری را دنبال می کردید٬ شاید ایـــن پـرونــده که با یکی از دوستان جمع و جور کردیم به دردتان بخورد. شاید.
واقعا ایـــــــــــــن را اصلا از دست ندهید.آنقدر خوب هست که دوباره به زندگی امیدوارتان کند.

پ ن: من خیلی خوبم. واقعا خوب.

این روزها اصلا خوب نیستم.شاید چند وقتی نبودم.شاید هم فردا برگشتم.اما رفتنم همیشگی نیست.مطمئن باشید همه تان را می خوانم.اگر نظری نذاشتم دلیل بر نخواندنم نگذارید.(نظراتتان را هم می خوانم.)
مخلص.
همین.
سینماما تیتر زده:
![]()
در این کثافت مکاره تن فروشی، آنان که متاع می فروشند گنه کارند یا آنانکه خریدارند؟!
بیا تمام غزلهای نا نوشته ام برای تو
بیا تمام لباسهای پاره عیدم برای تو
بیا هزار بار شکستم و ندیدی
چگونه خرد می شود مردی برای
نبودن تو
با هزار ابر تیره و تار درون
فنجان قهوه تو.
بیا چگونه بگذرانم بهار
را
به هزار بهانه برای
نبوئیدن تو.
بگذار هزار پنجره بسته شوند
و
تو هزار بار هم
مرا ندیده بگذاری میان آن
لحظه خیس بدون
دیدن تو.
بیا تمام شد هزار بار گفتن ان آیت آلکرسی بدون سلام و تشهد من
بیا مادرم دیگر نمی تواند بدوزد پلکهای خسته مرا
با نوای لالائی" آمد و رفت دخترک بدون دیدن تو"
دیوارهای زندان اتاق آبی من
اگر چه نقشی ز ِ مَرد و تاریخ و مادر و عشق ندارند
اما بازهم گرمند از هر بار ندیدن تو.
چراغهای اتاقم را که هر بار
دوبار
سه بار
خاموش میکنم
و
روشن دیگر نمیشوند
گم میشود
توی آینه ی
زیر لامپهای هزار
آرایش زنانه تو و موهای خرمائی تو.
باد می پیچید در میان شاخ و برگ هزار بار بید مجنون تن تو.
من هزار بار سجده میروم و یادم نمیرود که بگویم
هزار الله اکبر
به قامت چون سرو
و
روی چون گل مریم
و
شب بوی میان هاله تو.

نَرمَک نسیمی که دیشب وقتی پشت به چراغ ایستاده بودی ٬لای موهایت پیچیده بود٬در دلم طوفان به پا کرد.
می خواستم تار تارش را پرستش کنم.
تازه اضافه شده:
پی نوشت: به یاد بهار سال گذشته.
شب بهخیر